X
تبلیغات
دل نوشته


دل نوشته

دارد غلط درون لغت نامه ی دهخدا... باید نوشت روبه روی عشق: کربلا

حسین جان

به هر دری میزنم تا باز شود برایم راه کربلا.....

پ.ن: خیلی دلتنگ کربلام.برایم دعاکنید

....................................

یه سال دیگه تموم شد و یه سال دیگه شروع شد.زمان میگذره بدون اینکه به عقب برگرده یا متوقف بشه.برای بعضی ها خوب میگذره برای بعضی ها سخت میگذره.تنها چیزی که هست اینه که زمان حال تکرار نشدنیه مثل روزهای خوب که تکرار نمیشه مثل لحظه های خوب مثل دوست های خوب.گاهی هرچقدر هم بخواهی تا لحظه ها رو تکرار کنی موفق نمیشی.سال 93 از راه رسید.نمیدونم تقدیر من و شما قراره چی رقم بخوره...نمیدونم تا کی هستم...نمیدونم خوبی بر بدی میچربه یا برعکس!!...نمیدونم ...حتی از ثانیه بعد هم بیخبرم..گاهی برای یک روز یا یک هفته یا یک سال خودت نقشه میکشی اما اونجور که میخوای نقشه هات پیش نمیره چون تو تنها نمیتونی تصمیم بگیری چون باید تشخیص داده بشه که صلاحیت داری یا نه...یا صلاحت هست یا نه....

از خداوند مهربون میخوام بهترین ها رو که خیرتون در اون هست براتون رقم بزنه...

**سال نو مبارک**


نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1392ساعت 16:10 توسط مسافر| |

در زندگی ات به کسی اعتماد کن که به او ایمان داری نه احساس!!!!

........

پ.ن: چقدر با این وبلاگ غریبه شده ام. روزهای گذشته یادتان بخیر.....

.....................................

دلتنگ نوشت: گاهی عجیب دلم برای پدر بزرگ و مادربزرگ هام تنگ میشه. یادشون بخیر

نوشته شده در جمعه ششم دی 1392ساعت 23:27 توسط مسافر| |

اونــایی کـه کربلا ندیـــدین مـثـه مـــن ..؛

" چه حالــی داشت .. ،
اگه امشب کنار شیش گوشه سیدالشهدا بودیـــ؟؟
بری شیش گوشه امام حسین (ع) رو بغـــل بگیری ؛
همه حرفای دل پُـــــرت رو بهش بگی ... "

یه جمله ... ،
« اخرش از وفـــا ، مـــی بری منو بـــ کربــــــلا .. »

نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 14:51 توسط مسافر|

سوختم وقتی خواندم مقتل را ....

وقتی صدای ناله ی زنی از درون کتاب بند بند تنم را سوزاند: 

( ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست...

این خار و خاشاک زمین منزل و ماوای تو نیست....)

....................................................

حکمت باران در این ایام میدانی که چیست؟

آب و جارو میزند بهر محرم کوچه را.....

..................................................

پیشاپیش فرا رسیدن ماه غمبار محرم رو تسلیت میگم

نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1392ساعت 13:49 توسط مسافر| |

همیشه لحظه ی خداحافظی صاحب خانه کنار در می ایسته و به مهمون هاش لبخند میزنه......

****لبخند خدا بدرقه ی زندگیتان.....*****

.....................

الوداع ای ماه خوبان ، الوداع
الوداع ای ماه رحمت، ماه عشق
الوداع ای سفره ی زیبای عشق
الوداع ای بزم مستی با خدا
وعده گاه پرکشیدن تاخدا
الوداع ای دل به عشقت منجلی
الوداع ای ماه زیبای علی

 

پ.ن: عید فطر مبارک

نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 1:42 توسط مسافر| |

هواتو کردم

 

    منه حیرون تو این روزا هواتو کردم.....

 

دلم میخوادت

 

    میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم.....

 

هوایی میشم

 

    همون روزا که میبینم هوامو داری.....

 

میخوام بدونم

 

   تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری.....

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 2:59 توسط مسافر|

خدایا امسال هم برایمان دعوت نامه فرستادی تا مهمانت شویم.

همه دارند به سویت می آیند..

پس امسال هم حسابی سرت گرم مهمان هایت میشود.

چه حال خوبی داری خدای خوب من...

وقتی همه به خاطر تو از راه های دور و نزدیک به سویت می آیند...

وقتی برای قلب های شکسته و دل های خسته و روی خجلشان دستانت مرهمی

بی بدیل میشود...

وقتی همه تو را می خوانند و می خواهند....

وقتی هیچکس نگران کم بودن یا نبودن جا بر خوان پر برکتت نیست....

 وقتی دل ها به خاطرت خاطره های ناخوش را از یاد میبرد...

چه حال خوبی پیدا میکنی خدای خوب من....

خدایا کمکمان کن در حریم امن تو حرمت این ماه را نگه داریم.....

......................................

 

پیامک نوشت:

دم افطار عجب می چسبد رطب تازه ی بین الحرمین

جرعه ای آب به لب می گویم: به فدای لب عطشان حسین.....

............................................

پ.ن: نماز و روزه هاتون قبول. التماس دعا

نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 18:4 توسط مسافر| |

نتیجه نهایی انتخابات تا ساعاتی دیگه معلوم میشه.

خبرها حکایت از پیروزی آقای روحانی هست.

من طرفدار هیچ کدوم نیستم .

فقط آرزومه که هرکسی رییس جمهور میشه فقط به فکر مردم باشه و درد مردم رو بفهمه و واسه سربلندی ایران تلاش کنه.

این پیروزی مبارکه همه ی طرفدارای ایشون و همه ی اصلاح طلب ها.......

...................................

و نسل آینده روزی از ما خواهد پرسید
پدر، مادر
برای من چه کرده ای؟؟
برایِ مامِ وطن چه کرده‌ای ؟؟

...و ما آن روز
به حرمتِ سوگند هامان، به قواره ی بودنمان و سایه به سایه ی حضورمان مسئولیم...

ما فرزندانِ ایران..

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1392ساعت 15:39 توسط مسافر|

  ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍَﻓﺮﯾﻨﺶ ﺍَﺩﻡ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ : ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺍَﺩﻡ ....

ﺑﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﻡ ..!

ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﯿﺸﺘﺮ ﺍَﯼ ..
ﺍَﺩﻡ ﺍَﺭﺍﻡ ﻭ ﻧﺠﯿﺐ ، ﺍَﻣﺪ ﭘﯿﺶ .!!
 ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ  ﻣﯽ ﻧﮕﺮﯾﺴﺖ ..!

ﻣﺤﻮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ! .. ﺩﻟﺶ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮔﺮﯾﺴﺖ ....


ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺍَﺩﻡ .!!


 ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ ﺯ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﮑﯿﺪ ..!!!
ﯾﺎﺩ ﻣﻦ ﺑﺎﺵ ... ﮐﻪ ﺑﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ .!!
ﺑﻐﺾ ﺁﺩﻡ ﺗﺮﮐﯿﺪ ، .. ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻟﺮﺯﯾﺪ !!
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ....
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻠﻬﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ..... ﻧﻪ ...
ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻋﺮﺵ .. ﻧﻪ .... ﻧﻪ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ، ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﻦ ، .. ﺩﻭﺳﺘﺪﺍﺭﺕ هستم...
ﺍَﺩﻡ ، .. ﮐﻮﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﺍﺷﺖ
ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻗﺪﻡ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺷﺖ ...!
ﺭﺍﻫﯽ ﻇﻠﻤﺖ ﭘﺮ ﺷﻮﺭ ﺯﻣﯿﻦ ..
ﺯﯾﺮ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﺷﻨﯿﺪ ، ...


ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺍَﺩﻡ ...!  

نه به اندازه تنهایی من....


ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﻋﺮﺵ ...

 

ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻠﻬﺎﯼ بهشت....



ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﮔﻨﺪﻡ ، ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺵ !!!!

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 15:55 توسط مسافر| |


خدایا! کمک کن

معرفت ده

بینش ده

که در شب آرزوها،

در قلبم، آرزویی داشته باشم که

تو گویی به داشتن چنین بنده ای با چنان آرزویی به فرشتگانت مباهات کنی....


پ.ن: التماس دعا                                                         

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 14:17 توسط مسافر|


آخرين مطالب
» اللهم ارزقنا حرم
»
» اللهم ارزقنا....
» یا حسین
» عید فطر 92
» هواتو کردم
» ماه پر برکت رمضان
» یک پست کاملا بی ربط و سیاسی!!!!!!!
» تو فقط یادم باش....
» لیلة الرغائب

Design By : RoozGozar.com