X
تبلیغات
دل نوشته

دل نوشته

...دلت که گرفت، دیگر منتِ زمین را نکش...راهِ آسمان باز است ، پر بکش


خدایا! کمک کن

معرفت ده

بینش ده

که در شب آرزوها،

در قلبم، آرزویی داشته باشم که

تو گویی به داشتن چنین بنده ای با چنان آرزویی به فرشتگانت مباهات کنی....


پ.ن: التماس دعا                                                         

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 14:17 توسط مسافر|

گـاهـی اوقـات . . .
هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدن
تـا تـ ـو را غـرق در رویـاهـا و خـاطـراتـت کـنـن. . .
یـه آهـنـگ پـیـشـواز . . .
2 خـط شـعـر . . .
کـمـی هـوای بـهـاری . . .
یـک وجـب پـیـاده رو . . .
آهـنـگـی کـه خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . .
2 کـلـمـه حـرف . . .
بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص . . .
طـعـم ِ شـیـریـن ِ یـه خـوراکـی . . .
هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . . .
تـ ـو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و خـیـره بـشـی بـه سـقـف
و صـدای بـارون بـشـه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت.......
نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 0:10 توسط مسافر| |

تو را ثبت میکنم...

نگاه میدارم....

 

 ***برای آرامشی همیشگی...

برای قرار گرفتن دل...

برای روزهای دلتنگی...***

 

جایی ست در عمق روح و قلب و فکرم که کسی از آن خبر ندارد... 

     ***تو را میگذارم همانجا....***

درست در تاریک ترین و عمیق ترین و خلوت ترین جای فهم ام...

میگذارمت آنجا و به هیچکس هم نخواهم گفت تو آنجایی...

تا هرشب در تنهایی ام بیرون ات بیاورم....

بگذارمت روبه روی خودم و خوب نگاهت کنم...

تو هم برایم حرف بزنی و لبخندهایت را بریزی در چشم های من...

و من برایت از محبت بگویم ...از محبتی که ریشه میکند در جان من...

و راه را به هرچه غیر از تو میبندد...

........................................................

بعدا نوشت:

از استادى پرسیدند: آیا قلبى که شکسته بازهم میتواند عاشق شود ؟

استادگفت :بله

پرسیدند : آیا شما  تا کنون از لیوان شکسته آب خورده اید؟

استادپاسخ داد :آیا شما به خاطر لیوان شکسته از آب خوردن

دست کشیده اید!؟


نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392ساعت 22:8 توسط مسافر| |

سلام عرض میکنم به همه ی دوستای خوب و مهربونم

عید همتون مبارک باشه.

ایشالا سالی پر از شادی و خوشی همراه با سلامتی رو داشته باشید.

ایشالا تو هیچ خونه ای غم نباشه....

ایشالا همیشه شاداب باشید....

.................................................................

دلخـــــوشم با غزلی
تکه نانی ، آبی
جــمله ی کــــوتاهی
یا به شـــعر نابی
و اگر باز بپرسی گــــویم:
دلخوشم با نــــفسی
حبه قندی ، چـــائی
صحبت اهل دلـــــــی
فـــارغ از هــــمهمه ی دنیـــایی....

نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1392ساعت 14:7 توسط مسافر| |

واسه شفای همه مریض ها دعا کنین...

خدایا امید هیچکس رو نا امید نکن

....................................................................

هنوز ۴۰ روز نگذشته چند نفر دیگه هم رفتن...

چند نفر تو بیمارستان تو آی سی یو هستن...

چندین خانواده غمگینند

چندین خانواده دست به دعا برداشتند

خدایا تو خیر ما رو بهتر میدونی

ازت میخوام به همه صبر عنایت کنی

ازت میخوام همه ی بیمار ها رو شفا بدی

الهی آمین....

نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1391ساعت 23:3 توسط مسافر|

امروز تلخ ترین روز زندگیم تو سال ۹۱ هست.

یکی از آدمای خوب و مهربون و خیلی بی ریا و باصفا رو از دست دادیم.

آدمی که فوق العاده دوست داشتنی بود.

 امروز خیلی ناگهانی برای همیشه از بین ما رفت.

ایشالا هیچوقت اشک یک مرد رو نبینین.

من دیدم یک مرد با همه ی مردونگیش در برابر این غم اشک میریزه.

خدایا غمش سنگینه تو صبرشو بده.

کاش همه ی اینا خواب بود.کاش...

با خوندن فاتحه ای این عزیز از دست رفته رو مهمان سفره ی پر برکت اهل بیت کنین.

 

 دلتنگ نوشت:***

 آدمای خوب حتی وقتی تو این دنیا هم نباشن یادشون همیشه موندگاره.....(یادت بخیر.روحت شاد)

....................................................................

همیشه سخت ها را می خواهیم
پر رنگها را می بینیم
و صداهای بلند را می شنویم
غافل از اینکه خوب ها آسان می آیند
بی رنگ می مانند
و بی صدا می روند..

++: چقدر جایت خالیست در میان ما....**

نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن 1391ساعت 16:1 توسط مسافر|

 
 
من از سرمای این سوز زمستان هیچ باک ام نیست
من از سرمای یخبندان بعد از برف می ترسم
من از سردی آدم های اطرافم
من از خشکی سوز حرف هایی که می آید
من از لغزندگی قلب آدم ها
من از یخ بستن این عشق، می ترسم
از آن رسوایی بعد از شکستن ها
من از دل ها و سر های شکسته
در ره این عشق می ترسم
... از آن آه و فقان هایی
که دامنگیر این احساس می گردد می ترسم
من از سوز زمستان و سردی دست خیابان ها می ترسم...
من از بودن کنار عشق می ترسم
گریزانم، چنان افتان و خیزانم
که دستم که جانم، نگیرد بر پر هیچ عشقی
 که از آتش گریزانم
که این آتش اگر افتد به دامانم
وای بر حالم
وای بر جانم
وای بر دامانم.....

 

پ.ن:آواز دهل از دور شنیدن خوش است....
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت 17:45 توسط مسافر| |

هیس!
آرام تر......!

آنقدر با آب و تاب نگو
آنقدر آشفته حال نباش!

 بگذار امتحانش را پس دهد!
بگذار ثابت کند که عاشق توست!

بگذار ثابت کند ،
بعد همه ی زندگی ات را به پایش بریز!

آرام باش!
اجازه نده هر هوس بازِ تنوع طلبِ بی وجدانی،
احساسات تو را به بازی بگیرد،

تمامی مهربانی تو را خرجِ خودش کند ،
تو را واقعی ترین عاشق و
دروغی ترین معشوقِ قصه ها کند...

و بعد
به اشکهای بی دریغ تو بخندد!
آرام باش گلِ لطیفِ من....
آرام تر!
   
.........................
دلخور نوشت:
 
{ یک حرف
یک زمستان
آدم را گرم نگه می دارد

و بعضی اوقات هم
یک حرف
یک عمر
آدم را سرد می کند !

خواهشا مراقب حرف ها یتان باشید}
 ...........................................................................
 
 برای او  که * آسمانی *شد:
 
چقــدر دلتنــگ حضــورت هستــم ....کــاش تصــویــرت نفــس مــی کشیــد...
 
((کاش بودی یار سفر کرده ی من......کاش بودی ******))
 
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 15:52 توسط مسافر| |

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺁﺩﻣﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ


ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺪ ﺑﺎﺷﻦ ، ﻧﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﻦ ﻓﻘﻂ {{ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ}} ﻧﯿﺴﺘﻦ !!!


 

 
کم کم یاد خواهی گرفت !
با آدمها  همانگونه باشی ، که هستند ... !

همانقدر ...
خـــوب ....
گـــــــرم .....
مهـــــربان .....

و گاهی همانقدر ...
 بـــد .....
ســــرد ...
تلـــــــــخ.....
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 18:17 توسط مسافر| |

(((شب یلدای همتون پر از خاطره های به یادماندنی و شیرین)))

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 22:28 توسط مسافر|

Design By : Night Melody